تبليغاتX
آوای کرد

آوای کرد

لک ، کرد یا لر؟یا؟

لک،کرد یا لر؟ یا؟

هر قوم و گروهی با هر خصوصیاتی که داشته باشند حق دارند خود را از دیگر اقوام و ملت ها جدا بدانند مستقل زندگی کنند با زبان خود آموزش ببینند و ... اما این دلیل نمی شود که واقعیات علمی و تاریخی را انکار کنند .در اکثر منابعی که از گذشته های دور در دسترس است همواره قوم لک را جزئی از کرد دانسته و مردمان کرد نیز همواره بر این عقیده مصمم هستند.با توجه به اشتراکات زبانی،فرهنگی،جغرافیایی و....میتوان این مدعا را ثابت کرد. من این مطلب را در پاسخ به دوست عزیزم کرد لکستان نوشته ام. ولی در چند سال گذشته چندین پایگاه اطلاع رسانی با نام مردمان لک ایجاد شده که قوم لک را جدای از کرد خوانده اند. حال در اینجا سوالات زیادی به ذهن می رسد:

- اگر قومیت لک یک قومیت مستقل است پس چرا به صورت لکه ای در گوشه هایی از ایران روسیه و عراق پراکنده شده اند؟

-چرا گویش لکی دارای ۸۰درصد اشتراک با گویشهای کردی است؟ اگر لک یک قومیت مستقل است پس چرا زبانی مستقل از خود ندارد؟

-آداب و رسوم لک ها شباهت های زیادی با کرد ها دارد و همه ی اینها را نمیتوان در حسن همجواری تلقی کرد؟

و سوال آخر اینکه اکثر مردم لک خود را جزیی از کرد میدانند آیا آنها منشا خود را نمیدانند وتنها جمعیتی قلیل به این مهم پی برده اند؟

در هر حال کرد همیشه لک را جزیی از خود دانسته و میداند.

با آرزوی شادکامی

                                                   مدیریت وبلاگ آوای کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 8:25  توسط   | 

نامه سرگشاده قبادی به کیارستمی

نامه سرگشاده قبادی به کیارستمی


آقای کیارستمی عزیز!

در تمام سالهایی که برایم همچون یک   فیلمسازمحترم عزیز و دوست داشتنی بودی، هیچگاه به خودم اجازه ندادم که حتی نامه ای شخصی برایت بنویسم. هروقت می خواستم حرف ها و دلتنگی هایم را به زبان بیاورم، به جایش ترجیح می دادم شنونده حرف های نغز و تاثیر گذار و آرامش بخش شما باشم. اما گفتگوی اخیر شما با یک رسانه خارجی مرا در چنان بهت و حیرتی فرو برد که برای نخستین بار برای نوشتن این نامه سرگشاده دست به قلم بردم.

همه چیز از آن شب لعنتی شروع شد. شبی که در جشنواره ابو ظبی بازویم را گرفتی و به کناری کشیدی و گفتی که فیلمم (کسی از گربه های ایرانی خبر نداره)را دوست نداری. ناراحت نشدم، اما تعجب کردم.!.همین فیلم را برای اول بار نه در ابوظبی، بلکه چندین ماه پیش در خانه خودم در تهران دیده بودی. و گفته بودی دوستش داری.حیرت آور بود که شخصیتی چون شما در عرض چند ماه چنین فراخ، تغییر عقیده دهد. با این همه، همچون همیشه نظرت برایم مهم بود و از شما تشکر کردم. اما ادامه دادی. حرف هایی زدی که باور نمی کردم هیچگاه از زبان شما بشنوم. از من و سینما و رویکرد من به مسائل اجتماعی شروع کردی و بعد به جعفر پناهی پرداختی و همه ی ما ها را حسابی نواختی. با کلماتی ناپسند که هیچگاه باور نمی کردم از زبان مودب و با حیای شما بیان شود، فیلمسازی ما ها را به سخیف ترین عمل ها تشبیه کردی و از نحوه پرداختن فیلمسازانی چون من و دیگران به رخداد های اجتماعی، انتقاد کردی. به این حرف ها هم اکتفا نکردی. من را و دیگرانی که صدای مردم را در زیرزمین و پستو و خانه و کوچه و خیابان شهرمان شنیده بودیم، به دروغ گویی در فیلم هایمان متهم کردی.

گفتی زمانی که تماشاگران برای فیلمی دست بزنند و هورا بکشند مرگ آن فیلمساز فرا رسیده است.  (.آیا هنگامی که در پایان نمایش فیلمهای -زیر درختان زیتون - و- طعم گیلاس - در جشنواره کن تما شاگران دست زدند و هورا کشیدند- مرگ فیلمسازی کیا رستمی فرا رسیده بود ؟ )- پس از نمایش فیلم من در آن سالن عظیم، تنها کسی که روی صندلی نشسته بود و دست نمی زد و  شایدعصبانی بود شما بودی.

استاد عزیز و گرامی من! تعاریف شخصی شما از سینما برای من و همه سینما دوستان محترم بوده است. اما این باعث نمی شود به شما حق دهیم با منش یک جانبه و محدود، در دنیای هنر تعیین تکلیف کنی و سینمایی که همچون آثار خودت خاموش و بی صدا و بی ارتباط با دغدغه های اجتماعی نباشد را بی ارزش بدانی.

من جایزه ام را از نَفَس گرم تماشاگران فیلم هایم می گیرم. آن کف زدن ها و تشویق ها در ابوظبی، برایم ارزشمند تر از آن جایزه نقدی بود که همان تماشاگران به من دادند. بر عکس شما، من به تاثیر گذاری عاطفی بر مخاطب معتقدم وسبک و سیاق من است.

وقتی آن شب مرا به کناری کشیدی، فکر کردم به قصد دلجویی آمدی. پس همان لحظه سعی کردم توضیح دهم تا بدانی که معتقدم جایزه ندادن و جایزه نگرفتن نیاز به هیچ توضیحی ندارد. کاش همان جا دم فرو می بستی تا اسطوره ای که همه این سالها از شما در ذهنم ساخته بودم با این صدای مهیب شکسته نمی شد.

آقای کیارستمی عزیز!!

شما برای پاک کردن دامنت ازسکوت و محافظه کاری،صحیح نیست وجه پر ارزش تعهد اجتماعی فیلم های ما را نوعی اتهام جلوه دهی و به خاطر این ویژگی خطیری که ما داریم و شما نداری، سرزنش مان کنی.

در تمام این سال ها با کمترین تاثیر پذیری از سیاست و جامعه فیلم ساختی، که صد البته حق شما بود و انتخاب شما. سکوت هم حق شما بود، هرچند اگر لب به انتقاد از ستمگری حاکمان و اوضاع نابه سامان اجتماعی هم می گشودی، حاشیه امنیت ات از تمامی ما بیشتر بود. اگر به خاطر جفاهایی که به من و جعفر و فیلمسازان دیگر شده فقط جشنواره ها و نهاد های مردمی دنیا از ما حمایت می کنند، در مقابل تلنگری احتمالی از سوی حکومت به شما، سازمان ملل در پشت شما می ایستد. با این حال همان طور که گفتم سکوت حق شماست. اما آنچه حق شما نیست، بیان حرف هایی است که تیتر روزنامه های حامی دولت ایران می شود و رژیم ایران را خشنود می کند. بر چه اساس به خود اجازه می دهی تلاش فیلمسازان برای همراهی با مردم ستمدیده و شرافتمند را با کلمات ناپسند به مسخره بگیری و بد تر از آن هم زبان با دیکتاتور های دینی به نهی از منکر روی آوری؟ چه باعث شده تا حرف هایی که پیش از این تنها از زبان مسولان حکومتی سینما و روزنامه نویسان کیهان شنیده بودیم را این بار از زبان شما بشنویم؟

پیش تر گفته بودی ایران بهترین جای دنیا برای فیلمسازی است.شاید برای فیلمسازی چون شما و فیلم هایی که می سازی چنین باشد. اما خوب می دانی که دل همه فیلمسازانی که دغدغه سینمای مستقل و اندیشمند را دارند و ایران امروز و جامعه ایرانی نیز دغدغه شان است از وضعیت پادگانی سینما خون است. چطور می توانی کشوری را که سخت ترین سانسور ها را در فیلمسازی اعمال می کند، بهترین جای دنیا برای فیلمسازی بدانی؟ در شرایطی که سینماگران ما یکی پس از دیگری ممنوع الخروج می شوند و بعضی از آنها مثل جعفر پناهی امکان فیلمسازی در یک پروژه بزرگ بین المللی را به همین دلیل از دست می دهند، به عوض اینکه از آنها دفاع و پشتیبانی کنی، آنها را مذ مت می کنی که چرا در ایران- به قول شما بهترین جای دنیا برای فیلمسازی- فیلم نمی سازند؟ حتما مزاح کرده ای. اما من هیچ نشانی از لطیفه گویی و طعنه و کنایه در حرف هایت ندیدم. اگر واقعا به حرفت باور داری، چراتازه ترین فیلمت را در ایالت توسکانی ایتالیا، در پنج هزار کیلومتری تهران ساخته ای؟

به طعنه گفته ای : ".. اگر بهمن قبادی فکر می‌کند درخارج از ایران شرایط بهتری برای ساخت فیلم دارد به او تبریک می‌گویم... آنچه از ایرانی‌هایی که کشور را ترک کرده‌اند مشاهده کرده‌ام، پیامد چندان مثبتی نبوده است. .." من هیچگاه به خواست و اختیار خودم از ایران خارج نشدم. مرا از کشورم بیرون کردند. همه در ها را برای ساختن فیلم به روی من بستند. با وجود همه این مشکلات، در همان روز ها که شما در ایتالیا تدارک فیلم تازه ات را می دیدی، من آخرین فیلمم را در قلب تهران ساختم. دلم نمی خواهد حرف هایت را به فرافکنی تعبیر کنم.

من اگر مثل هر وطن دوست دیگری سنگ کشورم را به سینه می زنم و دغدغه جامعه ام را دارم، اگر برای جامعه ام فیلم می سازم، برای این است که جامعه مرا فیلمساز کرده است. من هیچگاه موافق ترک وطن نیستم، چه برسد که به گفته شما با فیلمم جوانان را تشویق به ترک وطن کنم. فیلم مرا به زودی همه ی مخطبان ایرانی داخل کشور به رایگان خواهند دید و خود در این باره قضاوت خواهند کرد.

گفته ای: "... جایی که شب ها میتوانم آرام بخوابم، خانه ام است..." چطور می توانی در شرایطی که همه ی دنیا می دانند هرروز چه بر سر جوانان ایران می آید، آسوده بخوابی؟ چطور میتوانی درحالی که مردم ایران خواب خوش ندارند و در بیم آینده ای تاریک برای فرزندانشان به سر می برند، شبها آرام بخوابی؟ چه می دانی فیلمسازی با ترس و هراس و بدون مجوز یعنی چه؟ چه می دانی زندانی شدن به خاطر موفقیت فیلمت در کن و بازجویی شدن به خاطر حرف هایی که در خارج از کشور زدی یعنی چه؟ من این ها را با گوشت و پوستم حس کرده ام و به همین دلیل است که مثل شما خواب راحت ندارم. برای همین است که جامعه ایران، امروز برایم مهمتر از سینما است. برای کمک به هموطنانم که در رنج و بی عدالتی به سر می برند  حتی حاضرم سینما را رها کنم و وظیفه ام را در قبالشان انجام دهم. دلم برای آپارتمان یک خوابه کوچک ام که زمانی در آن شبها راحت می خوابیدم و  روز ها پذیرای دوستان و همکارانم بودم تنگ شده. مدت ها است که دیگر در آنجا خواب راحت نداشتم. اما شما راحت بخواب. حتما می توانی.

گفته ای:"... می خواهم هم چنان در کشور خودم و به زبان مادری ام فیلم بسازم..." شما را هیچوقت به خاطر کرد بودن و به خاطر سنی بودن محکوم به سکوت نکرده بودند. اما در همان کشوری که کشور من هم هست، هیچگاه اجازه ندادند به زبان مادری ام فیلم بسازم و یکی از دلایل توقیف فیلم هایم هم همین بوده است.

من هم مثل شما می خواهم در کشور خودم و به زبان مادری ام فیلم بسازم. من هم عاشق کشور و خانه ام هستم. اماهمه این ها از من دریغ شده چون سکوت نکرده ام. و شما همه این ها را داری - به قیمت حرف نزدن و سکوت. کاش می گذاشتی همه چیز به همین وضع باقی بماند. شما به راه خودت می رفتی با داشته هایت و با خواب آرامی که - در خانه ات در ته آن بن بست-  حاصل می شد، و ما هم به راه خودمان می رفتیم، با همصدایی با مردمی که سرنوشت شان برای ما از سینما مهمتر است و با داشته هایی که از ما دریغ کرده اند و می کنند. دیگر چه نیازی بود به همصدا شدن با کسانی که مردم را سرکوب می کنند؟

آقای کیارستمی عزیز! در این روز های حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف ها یت، ما را از اعتراض در کردن جشنواره ها و پیوستن به مردم وفیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد. مردم بهترین داوران اند.                                                                                                                   

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 8:5  توسط   | 

بهمن قبادی

نامه سرگشاده قبادی به کیارستمی

او در سال ۱۳۴۸در شهر مرزی بانه کردستان به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانواده هفت نفری‌شان است و اولین پسر خانواده. تا ۱۲ سالگی در بانه زندگی کرد و بعد از آن جنگ‌ها و آشوب‌های منطقه او و خانواده‌اش را راهی سنندج کرد.

تحصیلات متوسطه‌اش را در سنندج به پایان برد و سال ۱۳۷۱ برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران آمد و در رشته سینما در دانشکده صدا و سیمامشغول به تحصیل شد، ولی دانشگاه را رها کرد و به انجام نرساند. او معتقد است هر آنچه در سینما دارد حاصل تجربیاتی‌ است که با ساختن فیلم‌های کوتاهش به دست آورده.

قبادی در سال‌های پایانی دهه ۶۰ به عکاسی هنری و صنعتی روی آورد. تأثیر عکاسی در نگاه او به جهان تصویر گرش انکار ناپذیر است. پس از آن، با ساخت فیلم‌های هشت میلی‌متری به فیلم‌سازی روی آورد. حاصل آن دوران، تعدادی فیلم داستانی و مستند هشت میلی‌متری است. فیلم‌های کوتاه قبادی از نیمه دهه ۱۳۷۰ مورد توجه قرار گرفتند و توانستند جوایز داخلی و خارجی متعددی را نصیب قبادی کنند.

با فیلم زندگی در مه، مسیر تازه‌ای در کارنامه او گشوده شد. این فیلم جوایز متعدد بین‌المللی را به دست آورده و عنوان «پر افتخارترین مستند تاریخ ایران» را نیز به خود اختصاص داده‌است. وی با ساخت فیلم بلند زمانی برای مستی اسب‌ها به جرگه فیلم‌سازان حرفه‌ای پیوست. این فیلم، نخستین فیلم مستند کردی زبان تاریخ سینمای ایران است.

آوازهای سرزمین مادری‌ام دومین فیلم بلند اوست. فیلمی با زبان و ساختاری یکدست که امکانات بصری را نیز به تصویر می‌کشد.

لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کند سومین فیلم قبادی‌ست که به نحوی مهم‌ترین اثر او نیز هست. فیلمی که بیش از هر اثر دیگری توانست مرزهای سرزمین کردستان را بر روی جهان بگشاید.

در جشنواره‌ها به عنوان داور

۱. جشنواره بین‌المللی فیلم کن، بخش دوربین طلایی،۱۳۸۱

۲. جشنواره بین‌المللی فیلم روتردام، هلند، ۶ الی ۱۷ بهمن۱۳۸۴

۳. جشنواره بین‌المللی فیلم جونجو، کره‌جنوبی، ۶ الی ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵

۴. جشنواره بین‌المللی فیلم ویلادوکنده، پرتغال، ۱۲ الی ۲۰ تیر ۱۳۸۵

۵. رئیس هیئت داوران بخش مسابقه سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم آنونی مال، ۲۳ الی ۲۸ مرداد ۱۳۸۵

۶. جشنواره بین‌المللی فیلم سائوپائولو، آبان ۱۳۸۵

فیلم بلند

  • نیوه‌مانگ
  • لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند
  • آوازهای سرزمین مادری‌ام
  • زمانی برای مستی اسب‌ها
  • کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره
  • فیلم کوتاه

    • دف
    • آن مرد آمد
    • جنگ تمام شد
    • باز باران با ترانه
    • دنگ
    • سهمیه دفتر
    • ماهی خدا
    • مثل مادر
    • مهمانی
    • زندگی در مه
    • نغمه‌های دختران دشت
    • وظیفه‌ م حسینی
    • سربازی به نام امین
    • پانتول
    • کبوتر نادر پرید
    • باجه تلفن
    • بالکن
    • ز مثل زندگی
    • گل باجی
    • از زاویه دیگر
    • از زاویه دیگر
    • سرتراش خانه
    • هفده تمام
+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 8:4  توسط   | 

avaykurd by you.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:47  توسط   | 

قلمرو کرد ها کجاست؟

سرزمینی که کردها در آن زندگی می‌کنند کردستان (به کردی: Kurdistan) نام دارد. کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است که در جنگ چالدران بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت و بر اثر شکست ایران، بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

امپراتوری عثمانی سال ها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرنده ی سرزمین های عربی،آسیای کوچک و بالکان فرمان‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی او و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمین های عربی، آسیای کوچک و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

(کردستان عثمانی)، در نقشه ی جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

 

این سرزمین بخش‌های گسترده‌ای از جنوب شرقی و شرق ترکیه، شمال و شمال شرقی عراق، غرب و شمال غربی ایران و نیز شمال شرقی سوریه را شامل می‌‌شود که عمدتاً کوهستان‌های مرتفع با کوه‌های سر به فلک کشیده می‌‌باشد. مساحت و جمعیت ساکنان این منطقه به طور تقرییبی 30 میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلومتر مربع می‌‌باشد. اما برخی جمعیت و مساحت آن را 40 میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² 543 965) تخمین می‌‌زنند.

منطقه کردنشین

ناحیه زیست کردها عمدتاً کوهستانی است که از خاور به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس و دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین , ویران شار و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شمال به طرف ملاتیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترک‌ها در شمال و کردها در جنوب به شمار می‌رود.البته بسیارند کردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی می‌کنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. مناطق کردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز می‌‌باشد. کوههای این منطقه در زمستان ها پوشیده از برف است و در تابستان ها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌‌شود. چراگاه‌های آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشورجنگیده و گاه آنها را شکست می‌‌داده‌اند .

 

در عراق

شامل استان‌های اربیل (هه ولیر)، سلیمانیه، دهوک، بخش اعظم استان‌های دیاله و تأمیم (کرکوک) و قسمت‌هایی از استان ینوا (موصل) می‌‌باشد. کردها حکومت خودگردان خود را به طور رسمی اداره می‌‌کنند.

در ترکیه

شامل بخش‌های وسیعی از شرق و جنوب شرقی این کشور در مجاورت با کشورهای ایران، ارمنستان، عراق و سوریه می‌‌شود که مجموعا استان‌های زیادی را در بر می‌‌گیرد؛ از جمله استان های:

آدیامان، آغری، باتمان، بین گول (هه زار گول/ هزار گل) ، بتلیس، دیاربکر، الازیغ، ارزنجان،  آنتب،گوموش‌خانه، حکاری، قارص، ملطیه، ماردین، شانلی‌اورفه، صرت، شیرناق، تونجلی (درسیم)، وان...

گفتنی است که به غیر از این استان ها، استان‌های دیگری نیز هستند که تنها بخشی از آنها کردنشین می‌‌باشد. ضمنا بسیاری از نام ها با سیاست ترک سازی دولت ترکیه تغییر داده شده اند. برای نمونه هزار گل به ترجمه ترکی آن بین گول تبدیل شده و درسیم به دلیل مقاومت شدید آن در برابر ترک ساز به کلی تغییر نام داده شده است و به تونجلی تبدیل شده است. این اولین مکان در دنیاست که در آن در قرن بیستم بمباران شیمیایی برعلیه غیرنظامیان به کار برده شده است.

در ایران

بخش‌های کردنشین ایران از شمال استان آذربایجان غربی شروع می‌‌شود و با در بر گرفتن نیمه مرزی و غربی این استان، دیگر استان‌های مرزی غرب ایران یعنی استان کردستان، کرمانشاه، ایلام را شامل می‌‌شود.

در سوریه

شامل استان

حسکه در شمال شرقی این کشور و قسمتی از استان حلب می‌‌باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:59  توسط   | 

طبیعت ایلام

 

 

تنگه رازیانه

The Manifold valley

طبيعت ايلام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:5  توسط   | 

اصطلاحات خویشاوندی در ایل کلهر

واژه‌های مربوط به بستگی خویشاوندی که در ایل کَلهُر ساکن غرب ایران رواج دارند:

فارسی کلهری آوانوشت
زن ژن Žen
مرد پیاگ Peyāg
پدر باوگ Bāug
مادر دالگ Dāleg
برادر برا berā
خواهر خُویشک Xovayšk
پدربزرگ ( جدپدری) باپیر bāpir
پدربزرگ ( جد مادری ) باپیر bāpir
مادربزرگ ( جد پدری ) نه نگ naneg
مادر بزرگ ( جد مادری) نه نگ naneg
عمو مه مو Mamu
عمه میمگ Mimeg
دایی خالو Xāllu
خاله میمگ Mimeg
داماد زاوا Zāvā
عروس ویو Viv
زن عمو مه موژن Mamu žen
زن دایی خالوژن Xāllu žen
شوهر خاله شیو میمگ Šiu mimeg
شوهر عمه شیو میمگ Šiu mimeg
زن برادر برا ژن Berā žen
خواهر شوهر دش deš
هم عروس هاو ویو Hāv viv
باجناق هاو زاوا Hāv zāvā
پسر عمو ئاموزا āmuzā
دختر عمو ئاموزا Āmuzā
پسر دایی خالو زا Xāllu zā
دختر خاله میمزا Mimezā
پسر خاله میمزا Mimezā
دختر عمه میمزا Mimezā
پسر عمه میمزا Mimezā
پسرم کورم Kurrem
دخترم دیو تم Divatem
فرزند برادر برار زا Berār zā
فرزند خواهر خوار زا Xouār zā
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:11  توسط   | 

کلهر

ایل کَلهُر یکی از کهن‌ترین طایفه‌های غرب ایران است. که خواستگاه آنان در غرب ایران در استان کرمانشاه  و استان ایلام می‌باشد و همچنین مرکز آنان شهرستان گیلانغرب می‌باشد.

پیشینه

در علت نامگذاری این ایل اصیل با نام کلهر ، باید در ساخت ، ریشه و معنی آن دقیق شد لفظ کلهر با فتح کاف و ضم هاء از دو بخش «کل»و«هور»یا«هُر»تشکیل شده‌است. این کلمه که با تلفظ‌های متعدد در منابع آمده‌است از قبیل کلهور ، کلهر و کلِر. در زبان محلی تلفظ سوم بیشتر رایج است.از همه آنها یک معنی به ذهن متبادر می‌شود.کَل به معنای آهوی کوهی نر می‌باشد واز خصوصیات این حیوان کوهی ،همانا شجاعت و جنگندگی و جست وخیز فراوان آن است .قسمت دوم کلمه ، هور یا هُر می‌باشد که در واژه نامه‌ها به معنای خورشید وآفتاب آمده‌است.از ویژگی‌های خورشید درخشندگی و سرعت و جذابیت می‌باشد.حال اگر به دنبال وجه شبه این دو کلمه کل و هور با مردمان ایل کلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه وقلمرو آنها یعنی دامنه‌ها و ارتفاعات پر فراز و نشیب زاگرس.مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست و پنجه نرم کرده با شجاعت و جنگندگی همانند آهو و کل ، کوه‌ها وصخره‌ها را در نوردیده ورام خواسته‌های خویش کرده‌اند ومهاجمانی که از صفحات غربی ایران قصد سوئی نسبت به کشورمان را داشته‌اند عقب رانده و آنها را به خاک مذلت نشانده‌اند .از طرفی اینها را به خاطرچهره‌های بشاش وجذاب و همچنین سرعت برق آسایی که درپیمودن کوه‌ها و گردنه‌های صعب العبور داشته‌اند ، به خورشید که مظهر جذابیت است تشبیه کرده‌اند .

قسمت دوم نام کلهر یعنی هر(هور) نیز احتمالاً از نام قوم هوری که قومی اسیانی بودند گرفته شده‌است.

برخی از منابع قوم کلهر را غیرایرانی و گاهی یهودی معرفی می‌نمایند. با توجه به اینکه کتاب‌های قدیمی و سفرنامه‌های جهانگردان و روایتهای سنتی رایج در میان ایل کلهر این ادعا را به اثبات می‌رساند که، ایل کلهر در غرب ایران از جایگاه کهن و اصیلی برخوردار بوده‌است این قوم زمانی بر سرزمین بابل و روزگاری نیز بر بغداد مقر خلافت عباسیان و با نام سرزمین کلهرستان حاکمیت داشته‌اند.

کلهرها از زمان باستان تا کنون نامشان موجود بوده‌است ولی تا به حال کسی تاریخی جامع و منسجم و علمی درباره این قوم ننگاشته‌است. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیان گذار دولت صفوی تاکنون با حکومتهای مرکزی ایران و برخی از دولت‌های دیگر ارتباط داشته‌است و همواره سخت‌ ترین حوادث را تجربه نموده‌اند.

ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز افغانهای هراتی و جلوگیری از تجاوزات پی در پی دولت عثمانی و اعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشته‌است. با شروع جنگهای ایران و عثمانی از زمان صفویان تا روزگار قاجاری عملکرد این ایل با سران آن در تاریخ جنگها و فتوحات ثبت و ضبط گردیده‌است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:8  توسط   | 

"کردهاي شيعه" عراق، در بيست ونهمين سالگرد کوچ اجباري، به دنبال حقوق از دست رفته
بغداد- کردهاي فيلي (کردهاي شيعه عراق) که در ايران به "رانده شدگان " معروفند، در بيست و نهمين سالگرد کوچ اجباري در زمان رژيم بعثي صدام که طي آن اموال و مدارک هويتي شان را از دست دادند، روز شنبه در همايشي در پايتخت عراق، خواستار اعاده حقوق خود شدند.
به گزارش ايرنا، اين همايش که در پي يک راهپيمايي مسالمت آميز در روز گذشته در مرکز بغداد برگزار شد، با انتشار بيانيه اي به کار خود پايان داد.
در اين بيانيه بر اصلاح قانون اعطاي شناسنامه، به رسميت شناختن کوج اجباري کردهاي فيلي به عنوان يکي از جرايم انساني، بازگرداندن املاک و دارايي ها و شناسايي سرنوشت مفقودالاثرهاي آنان تاکيد شده است.
توجه بيشتر دولت به آوارگان فيلي و ارائه خدمات مناسب به آنها، بازسازي و سازندگي شهرهايشان از جمله زرباطيه، مندلي و خانقين که در جوار مرزهاي ايران واقع شده و ساخت يک بناي يادبود در يکي از ميادين مهم بغداد، از ديگر درخواست هاي مطرح شده در اين بيانيه بود.
در اين همايش، علاوه بر شخصيت هاي سياسي عراق، جمعي از خانواده هاي شهدا و شخصيت هاي سياسي و نهادهاي فعال در زمينه حقوق کردهاي فيلي نيز حضور داشتند.
در عراق کسي نيست که از ظلمي که بر کردهاي شيعه معروف به "کردهاي فيلي" در طول سه دهه حاکميت رژيم سابق بعث بر اين طيف از مردم عراق رفته بي خبر باشد اما در عين حال با گذشت شش سال از سقوط رژيم صدام آنان معتقدند که هنوز در معرض ظلم و بي مهري قرار دارند.
کردهاي فيلي که جمعيت آنها در داخل عراق از سه ميليون نفر تجاوز مي کند و با وجود اينکه جمعيت آنها بيش از ترکمانان و هريک از اقليت هاي ديني مانند مسيحيان، صابئي ها و ايزدي ها است اما تاکنون هيچ نهاد رسمي داخلي يا خارجي گامي در جهت احقاق حق اين طيف قومي و مذهبي عراق برنداشته است.
کردهاي فيلي در دوره رژيم بعث به سه اتهام کرد بودن، شيعه بودن و ايراني الاصل بودن، از خانه و کاشانه و شهرهايشان به خارج عراق به ويژه جمهوري اسلامي ايران کوچانده شدند و اکنون که بازگشته اند همچنان به آنها به عنوان شهروندان درجه دوم عراق نگاه مي شود و خيلي از آنها هنوز داراي مدارک هويتي نيستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:3  توسط   | 

توجه                                                                                                      توجه             

 

                                             بزرگترین گالری عکسهای کردی

                                          در وبلاگ زیر:            

http://www.imagekurd.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:10  توسط   | 

تاريخ مردم کرد

خصوصيات تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي :: تاريخ مردم کرد….

قبل از اينکه در باره منشاء نژاد اکراد صحبت شود بهتر خواهد بود بدانيم چرا اين طايفه را کرد مينامند ؟ و لفظ کرد از کجاست ؟کتابهاي تاريخي جديد و نژاد شناسي قديم و جديد نظير نوشته هاي تورودان ژن Thureau.Gin درايورdriver و پروفسور مينورسکي و همچنين گزنفون سردار و معرف معروف يوناني و استرابون و سرمارک سايس و نيز کتيبه هاي آشوري از فلاتي بنام Kardaka وطوايفي بنام کورتي Kortti که ساکن آنند صحبت  ميکنند وتا با مروز که آنرا دنبال مينمايند آن سرزمين حوضه بالاي دجله و فرات و ناحيه کوه “جودي”و ميان موش ودراربکر و سرچشمه هاي زاب کبير و ضغير و کوههاي زاگروس و مردم آن را “کردان”امروزي ميدانند و اين مطلب تقريبا “مسلم شده که از چندین هزار سال باين  طرف  هيچگونه تغيير و تبديلي در ساکنان آن سرزمين صورت نگرفته است . با اين حساب گوتي ها ،کورتي ها و قردوها و بقولي که منسوب به يوناني ها است کردوئن ها بگفته ارامنه  کردوخ ها  هم يکي بوده  و همان اکراد امروزي  ميباشند.
نظامي شاعر بلند آوازه ايران ميفرمايد:

 

 گر شد پدرم به نسبت جد                يوسف پســـر زکي محمد

گر مادر من رئيسه كـــرد              مادر صفتانه پيش من مرد

 

 

واين نظريه را دانشمند ان متبحر يچون همارتون (HOMARTON) و نولدکه (NOLDKE) و وايسباخ (WAISSBACK) تاييد نموده و ميگويند قوم کورتي که مورخان يونان قديم در جزء طوايف ماد  و  پارس نام  برده اند  همين کرد فعلي است.نوشته

هاي اردشير بابکان سر سلسله  ساسانيان و ساير مورخين عرب و ايراني را دليل اين ادعا بيان ميکنند.
راسيک و دراور مستشرقين معروف اين منظور را چنين بيان ميکنند (در طول تاريخ تا آنجا که بيش از سه هزار سال به عقب برميگردد. در هر جا به نامهاي گوتي يا کورتي ، خالدي الکردي ،کاردا ، کار توخي، سيرتي غوردياي ، غوردوئه تي ، کارتاوايه ، کارداک ،……. برميخوريم بايد بدانيم همه آنها اجداد کردهاي امروزي را تشکيل مي داده اند و همين نام را به سرزمين خود که عبارت ازهمان مناطق فوق الذکر باشد داده اند ).ا.م دياکو نوف در کتاب تاريخ ماد مينويسد: واژه کوتي فقط در هزاره سوم و دوم قبل از ميلاد معني و مفهوم داشته است و بيک گروه معيني اطلاق ميشده که در مشرق و شمال غربي لولوبيان (سراسراراضي که از درياچه اورميه تا بخشهاي علياي رود ياله ممتد بود ، گفته ميشد که همان ناحيه شهرهاي کنوني مياندواب و بانه و سليمانيه و ذهاب و سنندج است)ودر خاک آذربايجان کنوني و کردستان زندگي ميکردند ودر هزاره اول قبل از ميلاد همه “اورارتوئيان” و مردم “ماننا” و”ماد” را”کوتي”ميناميدند و فقط گاهي در کتيبه هاي نظير کتيبه “سارگوم دوم” مادهاي ايراني زبان از “کوتيان”مشخص و ممتاز گشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:15  توسط   | 

معرفی استان های کردنشین

 

استان کردستان:

 بیشینه تاریخی

 استان‌ كردستان‌ بخشي‌ از سرزميني‌ است‌ كه‌ تحت‌ حكومت‌ مادها اداره‌ مي‌شد. حدود تاريخي‌ سرزمين‌هاي‌ تابع‌ دولت‌ ماد از شمال‌ با اورارتو، از غرب‌ با آشور و از جنوب‌ غربي‌ و جنوب‌ با ايلام‌ و سومر (بابل و اكاد‌) محدود بود. با توجه‌ به‌ وضعيت‌ اقليمي‌ و آب‌ و هوايي‌ استان‌ كردستان‌ و بر اساس‌ متون‌ تاريخي‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌، بسياري‌ از مورخين‌ معتقدند: نخستين‌ اقامتگاه‌ اقوام‌ آريايي‌ در مناطق‌ شرق‌ و غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ بود، گروهي‌ در منطقه‌ شرق‌ مستقر شدند و نام‌ سرزمين‌ «آماداي‌» بر آن‌ نهادند و گروهي‌ در غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ ساكن‌ شدند  و آن‌ سرزمين‌ را پارسوا (پارسوما) ناميدند. گروه‌ نخستين‌، دولت‌ ماد را پديد آورد و گروه‌ دوم‌ پادشاهي‌ نيرومند هخامنشي‌ را ايجاد كرد.

وجه‌ تسميه‌

كردستان‌ تركيبي‌ از واژه‌ «كرد» و پسوند «ستان‌» به‌ معني‌ محل‌ است‌. كردستان‌ محل‌ و سرزمين‌ كردها است‌. سرزميني‌ است‌ كه‌ در كشور پهناور ايران‌ قرار دارد.
حمدالله‌ مستوفي‌ حدود كردستان‌ را ولايت‌ عراق‌ عرب‌، خوزستان‌، عراق‌ عجم‌، آذربايجان‌ و «ديار بكر» دانسته‌ و شانزده‌ ولايت‌ را جزو آن‌ شمرده‌ است‌.

 مفاخر

 كردستان‌ محل‌ پرورش‌ مفاخر ارزشمند و گرانمايه‌اي‌ بوده‌ است‌ مكه‌ در ايران‌ نقش‌ مهم‌ و موثري‌ داشته‌اند، به‌ويژه‌ برخي‌ از آنها در دنياي‌ اسلام‌ از مقام‌ ارجمندي‌ برخوردار بوده‌اند. بنا به‌ اسناد، كتاب‌ها و مدارك‌ تاريخي‌ مقر ظهور زردشت‌ را اين‌ ناحيه‌ مي‌دانند. شيخ‌ شهاب‌الدين‌ سهروردي‌ را منسوب‌ به‌ اين‌ منطقه‌ از ايران‌ مي‌شمارند. صلاح‌الدين‌ ايوبي‌ كه‌ از سرداران‌ و فاتحان‌ بزرگ‌ جنگ‌هاي‌ صليبي‌ بود از كردان‌ نام‌آور است‌.
از شاعران‌ برجسته‌ مولوي‌ كرد، نالي‌، مستوره‌ اردلان‌، اميرنظام‌ گروس‌، فاضل‌ گروسي‌، آيت‌الله‌ شيخ‌ محمد مردوخ‌ و همچنين‌ از نويسندگان‌، هژار، استاد هيمن‌، محمد قاضي‌، عبدالكريم‌ مدرسي‌ و... را مي‌توان‌ نام‌ برد

 موقعيت‌ و وسعت‌

استان‌ كردستان‌ با مساحتي‌ حدود 28235 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌، در مجاور خاك ‌ عراق‌ بين‌ 34 درجه‌ و 44 دقيقه‌ تا 36 درجه‌ و 30 دقيقه‌ عرضي‌ شمالي‌ و 42 درجه‌ و 31 دقيقه‌ تا 48 درجه‌ و 16 دقيقه‌ طول‌ شرقي‌ از نصف‌ النهار گرينويچ‌ قرار دارد.

استان‌ كردستان

از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ آذربايجان‌ غربي‌ و زنجان‌

از مشرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و بخش‌ ديگري‌ از استان‌ زنجان‌

از جنوب‌ به‌ استان‌ كرمانشاه و

از مغرب‌ به‌ كشور عراق‌ محدود است‌.

مركز استان‌ كردستان‌ شهر سنندج‌ است‌ و از شهرهاي‌ مهم‌ آن‌ مي‌توان‌ از سقز، قروه‌، بيجار، مريوان‌، بانه‌، ديواندره‌ و كامياران‌ نام‌ برد.

 جمعيت

بر اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 جمعيت كردستان 1.346.383 نفر بوده است كه از اين تعداد 52.42% در نقاط شهري و بقيه در نقاط روستايي سكونت داشته اند. از جمعيت فوق 685.165 نفر مرد و 661.218 نفر زن بوده اند. توزيع سني جمعيت به شرح ذيل مي باشد:

 

گروه سني

درصد فراواني

كوچكتر از 15 سال

42.76

از 15 تا 64 سال

52.6

بزرگتر از 64 سال

4.18

جمع

100%

 زبان‌

مردم‌ كردستان‌ به‌ زبان‌ كردي‌ سخن‌ مي‌گويند زبان‌ كردي‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ است‌ كه‌ تحقيقاتي‌ گسترده‌ درباره‌ آن‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. «دياكونوف‌» مستشرق‌ روسي‌ معتقد است‌، زبان‌ كردي‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ زبان‌ مادي‌ است‌ كه‌ بقاياي‌ آن‌ (زبان‌ مادي‌) در گويش‌هاي‌ تاتي‌، تالشي‌، آذري‌، گيلاني‌، طبري‌، سمناني‌، اوراماني‌ و... محفوظ‌ مانده‌ است‌.

كردي‌ زباني‌ است‌ كه‌ در ايران‌، عراق‌، تركيه‌، قفقاز و سوريه‌ به‌ آن‌ صحبت‌ مي‌كنند و از شاخه‌ گويش‌هاي‌ غربي‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ محسوب‌ مي‌شود. گويش‌هاي‌ ايراني‌ غربي‌ به‌ دو گروه‌ شمالي‌ و جنوبي‌ تقسيم‌ شده‌اند كه‌ فارسي‌ نوين‌ و پهلوي‌ ساساني‌ (فارسي‌ ميانه‌) جزو گروه‌ جنوبي‌ و پهلوي‌ اشكاني‌ و كردي‌ در گروه‌ شمالي‌ آن‌ قرار دارند.

گويش‌هاي‌ جنوبي‌ را «سوراني‌» مي‌نامند كه‌ گويش‌ سقز، مهاباد، نقده‌، اشنويه‌، بانه‌، سردشت‌، بوكان‌، سنندج‌، شهرزور (سليمانيه‌)، خانقين‌، حلبچه‌، كوي‌ سنجق‌، هولير (اربيل‌) و قلعه‌ دره‌ است‌. گويش‌هاي‌ شمالي‌ را «باديناني‌» يا «كرمانجي‌» گويند كه‌ غرب‌ درياچه‌ اروميه‌، كوه‌هاي‌ آرارات‌، شمال‌ سوريه‌، شمال‌ كردستان‌ عراق‌ و نواحي‌ كردنشين‌ تركيه‌ و ارمنستان‌ را در برمي گيرد.

از سرچشمه‌ دجله‌ و فرات‌ تا خليج‌ فارس‌، قلمرو زبان‌ كردي‌ بوده‌ است‌ و مركز اين‌ زبان‌ ابتدا آرارات‌، بعد زاگرس‌، بعد از آن‌ اسپهان‌ (اصفهان‌)، سپس‌ نهاوند، بعد همدان‌ (هنگمدان‌) و زماني‌ هم‌ تيسفون‌ بود.

گويش‌هاي‌ كردي‌ شامل‌ آماديه‌اي‌ در كردستان‌ غربي‌، اوراماني‌، باجلاني‌، بانه‌اي‌، پاوه‌اي‌، زازا، سليمانيه‌اي‌، سنندجي‌، كرمانشاهي‌، گندوله‌اي‌، بزلانه‌، گوراني‌، لكي‌، مريواني‌ است‌

بقیه اش ادامه مطلب.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:11  توسط   |